اتحادیه دامداران استان البرز
سید هادی حسینی (دکتری تخصصی تغذیه نشخوارکنندگان)
جعفر رمضانخانی (کارشناس ارشد تغذیه دام)
مایکوتوکسینها در خوراک دام (بخش اول)
مقدمه
بهداشت و کنترل آلودگیهای خوراک دام و طیور یکی از اصول مهم در جهت پیشگیری و مهار بیماریها میباشد.
زیرا اقلام غذایی مورد استفاده در خوراک مورد هجوم قارچها قرار میگیرند و میتوانند به صورت مستقیم در حیوان ایجاد بیماری نمایند و یا باعث ایجاد زمینه مناسب برای بروز بیماریهای دیگر در حیوان گردند.
همچنین میتواند با ایجاد آلودگی در چرخه تولید غذای انسان، باعث ایجاد بیماری در انسان گردند. واژه مایکوتوکسین از کلمات یونانی MyKHE به معنای قارچ و ToEIKoN به معنای نیزه سمی مشتق شده است.
(Van Eymond, 1989) مایکوتوکسینها متابولیتهای ثانویهای با وزن مولکولی پایین هستند که توسط کپکها و قارچها تولید شده که میتوانند محصولات غذایی را در مراحل مختلف تولید و برداشت در مزرعه و یا در طی مراحل مختلف حمل و نقل و نگهداری آلوده کنند (هوویگ و همکاران، 2001).
بر اساس آمار ارائه شده در سال 2004 توسط موسسه تحقیقات بین المللی محصولات کشاورزی گرمسیری و نیمه گرمسیری، سالانه بيش از 25 درصد از كل غلات توليدي جهان در معرض آلودگي قارچي قرار دارند و طبق گزارش سازمان جهانی سلامت در سال 2002، مایکوتوکسینها به ویژه آفلاتوکسین یکی از عوامل موثر در بروز بیماریهای ناشی از غذا گزارش شده اند.
آفلاتوکسینها گروهی از مایکوتوکسینها هستند که به طور فراوان توسط قارچ آسپرژیلوس فلاووس و آسپرژیلوس پارازیتیکوس تولید میشوند (دیاز و همکاران، 2002). آسپرژیلوس جزء قارچهای سمی انباری است و در شرایط با رطوبت و درجه حرارت بالا تکثیر پیدا میکند، بنابراین آلودگی به آفلاتوکسین عمدتا در گیاهان مناطق مرطوب و گرمسیری مشاهده میشود (آلودگی ذرت به آفلاتوکسین یک مشکل مهم در مناطق مرطوب محسوب میشود). از میان آفلاتوکسینها گونه(AFB1) B1، سمیترین و بارزترین گونه میباشدکه به راحتی میتواند انواع مختلف محصولات و مواد غذایی مورد استفاده در تغذیه دام و طیور را در غلظتهای هشداری آلوده کرده و باعث خسارات اقتصادی زیادی در اقسا نقاط دنیا شود.
میزان حساسیت حیوانات به سم آفلاتوکسین
اثرات سمی ناشی از آفلاتوکسین به دو عامل میزان سم و مدت زمان مصرف بستگی دارد و برهمین مبنا دو شکل کاملاً مشخص از مسمومیت تحت عنوان آفلاتوکسیکوزیس حاد و آفلاتوکسیکوزیس مزمن تشخیص داده میشوند. مسمومیت حاد به صورت مسمومیت کبدی حاد با نشانههای بالینی شامل ضعف، بی اشتهایی، زردی و تلفات بالا و ایجاد جراحات بافتی در کبد و همچنین کاهش شدید میزان پروتئین کل سرم مشخص میگردد. بر اساس مطالعات به عمل آمده در میان انواع مختلف آفلاتوکسین، آفلاتوکسینهای نوع B1 از بالاترین میزان سمیت برخوردار بوده، در حالیکه میزان سمیت انواع G1، B2 و G2 به ترتیب 50، 20 و10 درصد سمیت آفلاتوکسین B1 میباشد(Lesson et al., 2005) .
علاوه بر تاثیر مقدار سم و حساسیت گونهای بر روی شدت مسمومیت با آفلاتوکسین، عوامل دیگری از قبیل سن، جنس و فصل نیز شدت مسمومیت را تحت تاثیر قرار میدهند (Lesson et al., 2005).
توکسینهای تولید شده توسط قارچهای خانواده آسپرژیلوس
قارچهای آسپرژیلوس برای رشد و تولید سم قارچی به حداقل دمای 10-12 درجه سانتیگراد و فعالیت آبی (aw) بین 75/0 تا 83/0 نیاز دارند. شرایط بهینه برای رشد قارچهای آسپرژیلوس و تولید سم قارچی دمای 25 درجه سانتیگراد و فعالیت آبی 95/0 است.
مهمترین سموم قارچی تولید شده توسط آسپرژیلوسها شامل آفلاتوکسینها و اکراتوکسینها هستند که در ادامه به آن پرداخته میشود.
چگونگی رشد و نمو قارچها در خوراک
حمله قارچها و تولید سم در غذا ممکن است در طول مدت پیش از برداشت محصول و یا پس از آن در سطح مزرعه، در طول مدت ذخیره، حمل و نقل، در جریان فرآوری مواد خوراکی و همچنین در ظروف خوراکدهی صورت پذیرد که سبب کاهش ارزش غذایی مواد خوراکی میگردد و در اثر صدمه به ترکیبات نیتروژنی لیپیدی موجود در خوراک، میتواند مقدار پروتئین، انرژی و ویتامینهای خوراک را کاهش دهد.
دمای بالا (قارچ در دمای کمتر از 7.5 درجه سانتیگراد و بیشتر از 49 درجه سانتیگراد قادر به رشد نمیباشد)، رطوبت (در اجزای جیره نباید بیش از 14.5 درصد باشد) و بارانهای غیر فصلی، برخی از عواملی هستند که در مناطق استوایی باعث رشد قارچها و تولید سم در خوراک میشوند. افزایش میزان رطوبت از 8 به 12 درصد در غلات ممکن است منجر به تقویت رشد و نمو قارچی شود.
سموم قارچی از جمله آفلاتوکسینها اغلب در اجزای خوراک دام ترشح میشوند، اما در ذرت آسیاب شده و کنجاله پنبهدانه بیشتر رایج است. محدوده دمایی تولید آفلاتوکسین توسط کپکهای آسپرژیلوس فلاووس و پارازیتیکوس بین 12 تا 41 درجه سانتیگراد و اپتیمم آن 25 تا 32 درجه گزارش شده است (لیلهوج 1983).
سنتز آفلاتوکسین در مواد غذایی در دمای 27 درجه سانتیگراد، رطوبت هوای بالاتر از 62 درصد و رطوبت مواد غذایی بالای 14 درصد افزایش مییابد (رویز و یانونگ 2002). تنش آبی، تنش دمایی، صدمه دیدن گیاهان توسط حشرات، واریته گیاهان خاص، تغذیه ضعیف گیاهان، تراکم بالای کشت و علفهای هرز از عوامل مهم دیگر در رشد کپکها و تولید آفلاتوکسین میباشند.
آفلاتوکسینها
در بین مایکوتوکسینها، آفلاتوکسین شناختهتر از دیگر مایکوتوکسینها میباشد و اغلب مطالعات بر روی آفلاتوکسینها انجام شده است.
آفلاتوکسین متابولیت ثانویهای است که از کپکهای آسپرژیلوس فلاووس، آسپرژیلوس پارازیتیکوس و آسپرژیلوس نومیوس تولید میشود. کلمه “Aflatoxin” از حرف A از اول Apergillus و fla از سه حرف کلمه Flavus گرفته شده است (رستوم، 1997؛ ووگان، 1993). آفلاتوکسینها مشتمل بر 20 متابولیت ثانویه قارچی هستند. 4 نوع عمده از آفلاتوکسینها در خوراک دام و غذای انسانها شامل آفلاتوکسین G2، G1، B2 و B1 هستند و آفلاتوکسینهای M1 و M2 که متابولیت هیدروکسیلاته آفلاتوکسینهای B1 و B2 هستند نیز در شیر حیوانات تغذیه شده با خوراک آلوده به آفلاتوکسین یافت میشوند. آفلاتوکسین M4 نیز متابولیتی از خانواده آفلاتوکسین M2 است که نسبت به آفلاتوکسین B1 و M1 سمیت بیشتری دارد (اویسی و همکاران 2006). آفلاتوکسینها دارای اثرات سرطانزایی، جهشزایی و ناقص الخلقه زایی هستند. مرکز بین المللی پژوهش سرطان، آفلاتوکسین B1 را گروه اول ترکیبات سرطانزا در انسان معرفی کرده است (عواملی که سرطانزایی آنها ثابت شده است). آفلاتوکسین M1نسبت به آفلاتوکسین B1 سمیت کمتری دارد و گروه دوم ترکیبات سرطانزا برای انسان معرفی شده است (عواملی که ممکن است برای انسان سرطانزا باشند، جسر و سینگ، 1993).
در انسان و حیوان آفلاتوکسین B1 باعث صدمه به DNA و سرطان کبد میشود همچنین آفلاتوکسین B1 موتاژن- تراتوژن بوده و زمینهساز بیماری یرقان است. 60 تا 80 درصد از آفلاتوکسین تولیدی توسط کپک در غذاها آفلاتوکسینB1 میباشد. به طور کلی آفلاتوکسین B2،G1 و G2 در غیاب آفلاتوکسین B1 تولید نمیشوند (ویدنبرنر 2001).
متابولیسم آفلاتوکسین B1 در بدن
آفلاتوکسین B1 در دستگاه گوارش حتی در مقدار کم و در مجاورت غذا به راحتی قابل جذب است و میتواند باعث مسمومیت در انسان شود. بیشترین مقدار آفلاتوکسین در کبد تجمع مییابد (مینتزالف و همکاران 1974). عمل تجزیه آفلاتوکسین B1، در کبد و توسط آنزیمهای میکروزومال با روشهای مختلفی مانند هیدروکسیلاسیون، هیدراسیون، دمتیلازسیون و اپوکسیداسیون انجام میشود.
فقط آفلاتوکسین M1 است که از شیر دفع میشود و خورده شدن آن توسط انسان باعث مسمومیت میشود (پورچاس 1967). آفلاتوکسینها در حالت خشک و کریستاله تا نقطه ذوب، به حرارت بسیار مقاوم هستند. هر چند در حضور رطوبت و درجه حرارت بالا، آفلاتوکسین در یک دوره زمانی تخریب میشود.
چنین تخریبی در مواد خوراکی، دانههای روغنی و در تنقلات بو داده یا محلولهای آبی با 7pH= صورت میگیرد.
اکراتوکسینها
این دسته از توکسینها به وسیله آسپرژیلوس اکراسئوس، پنی سیلیوم ویردیکاتوم و پنی سیلیوم سیکلوپیوم تولید میشوند. اکراتوکسینها شامل هفت نوع سم هستند که اکراتوکسین A سمیترین آنهاست. اکراتوکسین A به صورت آلودگی طبیعی در غلات (عمدتاً ذرت، جو ، گندم، یولاف ، چاودار و برنج) و محصولات فرعی غلات (کاه، آرد و کنجاله) یافت میشود (باتاگلیا و همکاران،1996؛ قوانین ایمنی خوراک اتحادیه اروپا، 2006).
به طور کلی تولید این سم معمولا بعد از برداشت غلات در شرایطی که به خوبی خشک نشده باشند رخ میدهد (دنلی و پرز، 2010). عوامل تاثیرگذار بر تولید اکراتوکسین شامل عوامل محیطی مانند دما و فعالیت آبی و همچنین نوع و یکپارچگی دانه است (مدهیاستا و همکاران، 1990). مقدار اکراتوکسین در خوراک دام در کشورهای گوناگون متقاوت است. بیشترین غلظت این سم در اروپای شمالی و شمال آمریکا گزارش شده است (گزارش سازمان بهداشت جهانی، 2002). روزا و همکاران (2009) گزارش کردند که غلظت اکراتوکسین در ذرت مورد استفاده در خوراک دام بین 42 تا 224 پی پی بی بود. عمده اثرات ایجاد شده به وسیله اکراتوکسین شامل آسیبهای کلیوی است.
این سموم توانایی ایجاد ناهنجاریهای کبدی ناشی از تجمع گلیکوژن در کبد و بافتها را دارند. عمدهترین بافتهایی که تحت تأثیر این سم قرار میگیرند شامل کبد و کلیهها هستند. اکراتوکسینها همچنین عموماً سرکوب کننده سیستم ایمنی هستند (شارما، 1993). اکراتوکسین A میتواند بر کیفیت اسپرماتوزوئیدها اثر منفی بگذارد.
این مایکوتوکسینها توانایی تغییر پایداری غشای اسپرم در خلال فرآیند تولید اسپرم را دارند و علت این امر تأثیر بر مهار سنتز پروتئینها است (سولتی و همکاران، 1999). همچنین اکراتوکسینها توانایی کاهش حجم تولید اسپرم در هر انزال و کاهش تحرک و زنده مانی اسپرم ها را دارند (بیر و همکاران، 2003).
زیرالنونزیرالنون (ZEN) عمدتا توسط فوزاریومها تولید میشود. تاکنون 16 ترکیب مشتقات زیرالنون شناسایی شده که مهمترین آنها به ترتیب زیرالنون آلفا و بتا هستند. زیرالنون به عنوان یک آلودگی طبیعی در ذرت و محصولات فرعی آن، جو، گندم، چاودار، سورگوم، کنجد، کاه و سیلوها شناخته شده است. از مهمترین علائم مسمومیت با زیرالنون، ایجاد فحلی کاذب بوده که با گشاد، قرمز و متورم شدن واژن دام همراه است که این امر ناشی از اثرات شبه استروژنی این سم است. عامل فعال در سم زیرالنون مشابه استروژن عمل میکند. زیرالنون با کاهش غلظت FSH (هورمون محرک فولیکولی) از توسعه فولیکولها و تخمکگذاری ممانعت میکند. فرضیه مطرح شده آن است که این سم قارچی (با وجود تفاوت ساختاری) میتواند با تبدیل شدن به ساختاری مشابه 17- بتااسترادیول و دیگر استروژنهای طبیعی به گیرندههای استروژن متصل شود. این امر به ویژه در دامهای در سن بلوغ سبب بروز علائم مربوط به غلظت های بالای استروژن، تورم واژن، رحم، غدد پستانی، نوک پستانها و همچنین اتروفی تخمدانها میشود (گبودی و نود، 1988). پرولاپس رکتوم و واژن نیز ممکن است در اثر این سم رخ دهد. به موازات اختلالات میکروسکوپیک، لایه میومتریوم و آندومتریوم رحم دچار هایپرپلازی و هایپرتروفی شده که این امر موجب تورم رحم میشود. دامهای ماده در صورت بروز مسمومیت ممکن است دچار عدم آبستنی، آبستنی کاذب و سقط جنین شوند. همچنین عملکرد جسم زرد تحت تاثیر قرار گرفته و فاصله بین آبستنیها طولانی میشود (روی و همکاران، 2005). در دامهای نر جوان ممکن است تولید اسپرم، وزن بیضهها و میل جنسی کاهش یابد ( مک ایووی و همکاران، 2001). فومونیسینهافومونیسینها به طور عمده توسط فوزاریم مونیلیفورم تولید میشوند. شش نوع فومونیسین شناخته شده شامل: B1، B2، B3، B4، A1 و A2 هستند (ماراساس، 1995؛ ویسکونتی و همکاران، 1995). با این حال فومنسین B1 و B2 (FB1 و FB2) مهم تر بوده و سمیت بالاتری دارند. سموم FB1 و FB2 به عنوان آلوده کنندههای طبیعی غلات (عمدتاً ذرت و فرآوردههای فرعی آن) شناخته میشوند. مهمترین علائم این دسته از فومونیسینها شامل اثر بر سیستم عصبی (لوکو انسفالو مالاژیا)، اثر بر نفرونها، تورم مغزی و ریوی، اثر بر سلولهای کبد و زخمهای بافت قلب میباشد. اندامهایی که تحت تاثیر این سم قرار میگیرند شامل مغز، ششها، کبد، کلیه و قلب هستند. این سموم از سنتز لیپوپروتئینهایی موسوم به اسفنگولپیدها (اسفنگوزین و اسفنگانین) ممانعت میکنند (پریلاسکی و همکاران، 1974؛ ماراساس، 1995؛ ویسکونتی و همکاران، 1995). |
تریکوتسنها |
قارچهای عمده تولیدکننده تریکوتسنها شامل فوزاریمها هستند. حدود 40 نوع از مشتقات تریکوتسن وجود دارد. به هرحال مهمترین آلودگیهای طبیعی این دسته شامل سم T2، دیاستوکسیاسکرپنول (DAS)، وومیتوکسین یا دیاکسینیوالنول (DON) و نیوالنون هستند (عبدالحمید و همکاران، 1992؛ ماراساس، 1995). سموم تریکوتسن به طور طبیعی در غلات شامل ذرت، جو، سورگوم، چاودار، گندم برنج، یولاف، ارزن و محصولات برپایه غلات یافت میشوند. مهمترین اثرات تریکوتسنها بر دستگاه گوارش بوده اما این سموم بر قابلیت هضم، سیستم عصبی، گردش خون و نیز پوست اثر دارند. از خصوصیات وومیتوکسین میتوان به ایجاد حالت تهوع و استفراغ در برخی گونههای دامی اشاره کرد. به طور کلی اثرات سمی این دسته را بسته به نوع دام میتوان به صورت زیر خلاصه کرد (اسمالی و استرانگ، 1974؛ بمبورگ، 1976؛ ساتو و یونئو، 1977؛ یونئو، 1977؛ میروچا، 1979 و بتینا، 1989) :
1) حالت تهوع، ضربان قلب نامنظم و اسهال
2) خونریزی معده و مخاط روده
3) خون ریزی، تورم و نکروزه شدن بافت های پوست
4) تخریب بافتهای خونی
5) کاهش گلبولهای سفید خون و پلاکتها
6) خونریزی مننژ (مغزی)
7) تغییرات در عملکرد سیستم عصبی مرکزی
8) پس زدن خوراک
9) نکروزه شدن بافت دهانی
10) آسیب های پاتولوژیکی در بافتهای مغز استخوان، گرههای لنفاوی و سلولهای رودهای
سموم تریکوتسن توانایی زیادی برای سرکوب سیستم ایمنی دارند (شرما، 1993). این سموم به دو گروه ماکروسیکلیکال و غیرماکروسیکلیکال تقسیم میشوند. تحقیقات اندکی بر روی گروه ماکروسیکلیکال (روریدینها، وروکارینها، ساتراتوکسینها و…) در حیوانات انجام شده است. از سوی دیگر مطالعات زیادی در مورد تریکوتسن های غیرماکروسیکلیکال انجام شده است. تریکوتسنهای غیرماکروسیکلیکال به دو گروه A و B تقسیم میشوند. گروه A برای طيور سمیت بیشتری دارند. برخی از اعضای گروه A شامل T2 توکسین، دیاستوکسیاسکرپنول (DAS)، تریاستوکسیاسکرپنول (TAS)، اسکرپنتریول (STO) و سم HT-2 هستند. مایکوتوکسینهای گروه B شامل فوزارنون ایکس، وومیتوکسین یا دیاکسینیوالنون (DON) و نیوالنون (NIV) است. عمدهترین اثر سمی تریکوتسنها در سطح سلول ایجاد میشود. این سموم از طريق اختلال در سنتز DNA و RNA از سنتز پروتئین جلوگیری میکنند. این سموم همچنین از تقسیم سلولی در غشای دستگاه گوارش، پوست، سلولهای لنفاوی و اریتروسیتها ممانعت میکنند (لیسون، 1995). تماس با سموم تریکوتسن (به ويژه سم T2 و دیاستوکسیاسکرپنول) سبب ایجاد نکروز وسیع در پوست و مخاط دهان میشود. این تماس همچنین میتواند سبب ایجاد مشکلات حاد در دستگاه گوارش، تخریب مغز استخوان و سرکوب سیستم ایمنی شود. علاوه بر این، امکان خونریزی در معده، مخاط روده و تخریب سلولهای خونی وجود دارد. ساییدگی و زخمهای دهانی از ويژگیهای بارز مسمویت با مایکوتوکسینها به ويژه سم T2 و دیاستوکسیاسکرپنول هستند. بدیهی است که هرچه حیوان مدت طولانیتری در معرض سم باشد، زخمها تشدید میشوند (لیسون، 1995). دو نوع فرضیه برای بیان علت زخمهای دهانی ناشی از سم فرم آلفای T2 و زخمهای تولیدی از سم دیاستوکسیاسکرپنول وجود دارد. اولین فرضیه بیان میکند که خوراک آلوده به علت رطوبت بالای ناحیه دهانی به این قسمت میچسبد. از آنجایی که این سموم دارای خاصیت قلیایی هستند سبب تحریک ایجاد زخم در این نواحی میشوند. فرضیه دوم اینگونه بیان میشود که پس از جذب سم در دستگاه گوارش، سم توسط غدد بزاقی جذب شده و با توجه به خاصیت قلیایی سبب تولید زخم میشود (آدمویر و همیلتون، 1991a).

