اتحادیه دامداران استان البرز
سید هادی حسینی (دکتری تخصصی تغذیه نشخوارکنندگان)
جعفر رمضانخانی (کارشناس ارشد تغذیه دام)
مکملهای دهانی کلسیم در گاوهای شیری پیرامون زایش
مقدمه
آغاز شیردهی، توانایی گاو شیری را برای حفظ غلظت طبیعی کلسیم خون به چالش میکشد. شیر (از جمله آغوز) غنی از کلسیم بوده و گاوها بایستی به سرعت وضعیت فیزیولوژیکی خود را برای تنظیم خروج ناگهانی کلسیم تغییر دهند.
در پیرامون زایش، متوسط غلظت کلسیم خون در گاوهای دوره شیردهی دوم یا بالاتر به طور قابل ملاحظهای کاهش مییابد و کمترین غلظت کلسیم نزدیک به 12 تا 24 ساعت پس از زایش رخ میدهد (شکل – 1). نرخ بروز هیپوکلسیمی پیرامون زایش شاخص مهمی از سلامت و تولید شیر گاوهای تازه زا میباشد.
هیپوکلسیمی درمانگاهی در مقابل هیپوکلسیمی تحت درمانگاهی
هیپوکلسیمی درمانگاهی یکی از شناخته شدهترین بیماریهای گاو شیری است.
علائم تب شیر برای سهولت به سه مرحله تقسیم میشوند: مرحله اول تب شیر، علائم اولیه بدون خمودگی گاو است. در این مرحله ممکن است علائم آشکاری مشاهده نشود. زیرا آنها نوسانی و گذرا هستند. گاو مبتلا به تب شیر در این مرحله، ممکن است تحریک پذیر، عصبی و ضعیف به نظر برسد. برخی گاوها ممکن است وزن خود را به طور مکرر بر روی پاهای خلفیشان بیاندازند. گاوها در مرحله دوم تب شیر، در خمودگی جناغی هستند. آنها افسردگی متوسط تا شدید و فلجی جزئی را بروز میدهند و به طور معمول با سر برگشته روی کتف میخوابند.
گاوها در مرحله سوم تب شیر در خمودگی جانبی میباشند و به طور کامل فلج شده، نفخ کرده و به طور شدید هوشیاریشان را از دست میدهند (تا نقطه کما) و اگر طی چند ساعت درمان نشوند، میمیرند.
در هیپوکلسیمی تحت درمانگاهی، غلظت کلسیم خون پایین بوده و علائم درمانگاهی تب شیر مشاهده نمیشود. نزدیک به 50 درصد از گاوهای دوره شیردهی دوم و بالاتر که جیرههای معمول پیش از زایش را دریافت میکنند،
هیپوکلسیمی تحت درمانگاهی را نشان میدهند. اگرچه افزودن نمکهای آنیونیک خطر بروز تب شیر را کاهش میدهد اما درصد بروز هیپوکلسیمی تحت درمانگاهی تقریباً 15 تا 25 درصد کاهش مییابد. هیپوکلسیمی نهایتاً سبب کاهش ماده خشک مصرفی و تولید شیر و افزایش ناهنجاریهای متابولیکی میشود. مسیرهایی که به وسیله آن هیپو کلسیمی ممکن است سلامت و تولید شیر را تحت تأثیر قرار دهد در شکل 2 نشان داده شده است.
هیپوکلسیمی تحت درمانگاهی بسیار پرهزینه تر از تب شیر میباشد زیرا درصد بالاتری از گاوها را تحت تأثیر قرار میدهد. هزینه ناشی از هیپوکلسیمی تحت درمانگاهی 4 برابر هزینه تب شیر درمانگاهی است. بروز هیپوکلسیمی پیرامون زایش با کاهش تولید شیر و افزایش خطر جابهجایی شیردان همراه است. مشخص شده است که خط قرمز برای کل کلسیم سرم نزدیک به 5/8 میلیگرم در دسی لیتر میباشد.
انواع مکمل های دهانی کلسیم
منبع کلسیم و شکل فیزیکی مکملهای دهانی، جذب کلسیم و پاسخهای کلسیم خون را به شدت تحت تأثیر قرار میدهند. کلرید کلسیم بالاترین توانایی را برای حفظ غلظت کلسیم سرم دارد.
عرضه مقدار معمولی از کلرید کلسیم (برای مثال 50 گرم کلسیم) در یک دوز دهانی کم، بالاترین جذب را فراهم میکند (شکل 4). تجویز 100 گرم کلسیم به شکل کلرید کلسیم در آب به میزان قابل توجهی کلسیم خون را افزایش میدهد، اما این امر میتواند مکانیسمهای هموستاز کلسیم گاو را متوقف کند و منجر به تحریک ترشح کلسیتونین و در نتیجه کاهش جذب کلسیم در بدن شود.
بهترین منابع کلسیم جهت درمان دهانی گاوها، کلرید کلسیم و پروپینولات کلسیم میباشند. کربنات کلسیم در آب به عنوان یک مکمل کلسیم دهانی، غلظتهای کلسیم خون را افزایش نمیدهد و انتخاب مناسبی برای گاوهای پس از زایش که نیاز به دسترسی سریع به کلسیم اضافی خون دارند، نمیباشد. خوراندن قرصهای ترکیبی کلرید کلسیم و سولفات کلسیم محافظت شده با چربی منجربه بهبودهای پایدارتری در غلظت کلسیم خون شده است.
درمان با کلسیم زیرپوستی
کلسیم زیرپوستی برای حفظ غلظتهای کلسیم خون پیرامون زایش استفاده میشود اما محدودیتهای قابل توجهی دارد. این روش ممکن است در گاوهایی که به شدت هیپوکلسمیک یا دهیدراته شدهاند مؤثر نباشد.
تزریق زیرپوستی کلسیم سوزشآور است و ممکن است موجب نکروزه شدن بافت شود. محلول تزریقی نبایستی بیش از 75 میلیلیتر از یک محلول گلوکونات کلسیم 23 درصد در هر محل تزریق باشد (نزدیک به 5/1 گرم کلسیم خالص). کینیتیک کلسیم تزریق شده به صورت زیر پوستی نشان میدهد که در ابتدا به خوبی جذب میشود اما غلظت کلسیم خون پس از 6 ساعت به سطح پایه کاهش مییابد (شکل 6). از این رو تکرار دوزها برای حفظ کلسیم خون در حالت تعادل ضروری است که با قرصهای کلسیم دهانی امکان پذیر میباشد.
درمان های هیپو کلسیمی درمانگاهی و تب شیر
خوراندن مکملهای کلسیمی بهترین روش برای گاوهای هیپوکلسمیک است که هنوز زمین گیر نشدهاند، نظیر گاوها در مرحله اول هیپوکلسیمی یا گاوهایی که هیپوکلسیمی تحت درمانگاهی تشخیص داده نشده دارند، گاوها مقدار مؤثری از کلسیم را طی 30 دقیقه پس از خوراندن مکملهای کلسیم جذب میکنند. غلظت کلسیم خون تنها 4 تا 6 ساعت پس از درمان برای اکثر مکملهای کلسیم دهانی حفظ میشود.
تزریق داخل وریدی کلسیم برای درمان گاوهایی که زمین گیر نشدهاند، توصیه نمیشود. درمان با کلسیم داخل وریدی به سرعت غلظتهای کلسیم خون را به سطوح بیش از حد و بالقوه خطرناک، افزایش میدهد. به ویژه غلظتهای بیش از حد کلسیم خون ممکن است باعث مشکلات قلبی کشنده شوند و توانایی گاو را برای موبیلیزه کردن کلسیم مورد نیاز در این زمان بسیار مهم متوقف میکنند. گاوهای درمان شده با کلسیم داخل وریدی اغلب از برگشت مجدد هیپوکلسیمی 12 تا 18 ساعت بعد رنج میبرند.
مرحله دوم و سوم موارد تب شیر بایستی به سرعت با تزریق داخل وریدی 500 میلی لیتر محلول گلوکونات کلسیم 23 درصد درمان شوند. این روش 8/10 گرم کلسیم خالص فراهم میکند که بیش از مقادیر مورد نیاز برای تصحیح کل کمبود کلسیم خارج سلولی گاو میباشد. (نزدیک به 4 تا 6 گرم) تزریق دوزهای بالای کلسیم داخل وریدی سودمند نبوده است. برای کاهش خطر برگشت مجدد هیپوکلسیمی، گاوهای زمینگیری که به طور مطلوب به درمان داخل وریدی پاسخ میدهند نیاز به دریافت مکمل کلسیم دهانی اضافی در زمان هوشیاری دارند و بایستی 12 ساعت بعد دوباره تکرار شود.
هیپوکلسیمی موقتی زمانی رخ میدهد که گاوها از خوراک باز میمانند یا حرکات رودهای آنها کاهش مییابد. درک این که اول هیپوکلسیمی رخ میدهد یا توقف حرکات دستگاه گوارش، مشکل است. اما در هر دو مورد یکی دیگری را پشتیبانی میکند. طی القای آزمایشی هیپوکلسیمی، پژوهشگران گزارش کردند که انقباضات شکمبهای به خوبی پیش از آغاز علایم درمانگاهی تب شیر متوقف میشود. در گاوهایی که در اوایل دوره شیردهی به دلیل کمبود کلسیم تحت بالینی خوراک مصرفی آنها کاهش مییابد، استفاده از بلوس دهانی کلسیم بسیار سودمند است. گاوهایی که از خوراک بازمیمانند، به ویژه در اوایل دوره شیردهی احتمالاً از مکملهای دهانی کلسیم سود میبرند.
مکملهای دهانی کلسیم میتوانند در بیشتر گلههای شیری، حتی گلههایی با جیرههای آنیونیک موفق در دوره پیش از زایش و با کمترین موارد تب شیر درمانگاهی سودمند باشند. کلسیم دهانی بایستی به همه گاوهای ایستاده با علائم درمانگاهی هیپوکلسیمی و همه گاوهای زمینگیر، به دنبال درمان موفقیت آمیز داخل وریدی خورانده شود. همچنین برای گلههایی با بروز بالای هیپوکلسیمی، خوراندن کلسیم به تمامی گاوهای تازه زا ممکن است از نظر اقتصادی سودمند باشد. در نهایت گاوها با تولید شیر بالا در دوره شیردهی پیشین (بیش از 105 درصد متوسط شیرمعادل بلوغ گله) و گاوهای مبتلا به لنگش بهترین پاسخ را به کلسیم دهانی نشان میدهند. گاوهای با تولید بالا و یا دچار لنگش که کلسیم دهانی را دریافت نمایند روزانه 1/3 کیلوگرم شیر بیشتری در اولین آزمون ماهانه پس از زایش در مقایسه با گاوهای شاهد (با تولید شیر یکسان در دوره شیردهی پیشین و مبتلا به لنگش) تولید میکنند.
زمان بندی خوراندن کلسیم دهانی در پیرامون زایش
بهترین زمان جهت خوراندن بلوس کلسیم در گاوهای پیرامون زایش، خوراندن یک دوز بلوس در زمان زایش و دوز دوم 24 ساعت پس از آن میباشد.

